تبليغاتX
•¤*¤• مثل یک رویا •¤*¤•

•¤*¤• مثل یک رویا •¤*¤•

من بشکنم برنجم فدای تار موهات،مهم تویی نرنجی برس به ارزوهات

تنهايي

به كوه بگو تا اينبار بي من در حضور باد نغمه بخواند

به اب بگو اين بار بي من لبخند بزند

وبه سكوت بگو تا شاهنامه ي دلم را برايت بخواند

مي داني براي كي:

براي همه ي دلهايي كه زخمشان زخم تنهاييست

و اشكهايم را،

اري دفتر اشكهايم را بگو مرواريد ورق بزند

بگو تا دريا انتظار باز شدن درهاي بسته را نشكند

و بگو قلم دوباره نخواهد كه خونم را اشك كنم

تو همه ي اينهارا بگو ، اگر كه ميداني دلم تنهاست

و به خودت بگو......

وبه من بگو....!!!

              روياhr

دوس دارم از شما بگم ، ببخشیدا جسارته

اگه بگم شما گلید ، که مایۀ خجالته

یه بستۀ ناقابله ، پیشکش چشمای شما

پس می فرستین می دونم ، دل مثِ کارت دعوته

منتظر یه فرصتم حضوری خدمت برسم

خیلی ببخشیدا ولی ، سر شما کِی خلوته

از دل رسوام می دونم ، ایراد فراوون می گیرید

خاکش ولی تبرکه ، مال غمای غربته

این جور نبودم به خدا ، واسه خودم کسی بودم

دوره شوق هر کسی ، خوب می دونید یه مدته

قرار بودش که من دیگه عاشق هیچ کسی نشم

نمی دونم اسمش چیه ، یا وسوسست یا قسمته

راحت بگم اون دلی که خودش یه روز یه خونه بود

چشش به دنبال شماس ، منتظر مرمته

کاش بذارید دست منم به ضریحاتون برسه

چون واسه دیدن شما یه عمره که تو نوبته

تو آرزوی کشف این یه راز زیبا می مونم

چرا همیشه بعدِ عشق ، دلا اسیر عادته ؟

شما با من موافقید ؟ عاشق اگه عاشق باشه

خوب میدونه که عاشقی ، قشنگ ترین اسارته

یه جا یکی نوشته بود ، اوج مقام عاشقی

به جرأتِ بوسیدنه ، به مدتِ حسادته

شرایط دیوونگی ، یکی دوتا نیست به خدا

زیاده اما اولش کارای ضدِ سنته

همیشه تا اون که می خوای ، یه دریا درد و فاصلست

ولی مهم نرفتن و موندن سر رفاقته

یه چیزی قلب عاشقو بدجوری آتیش می زنه

معلومه ، بودن با کسی که تفریحش خیانته

دیشب تو کوچه شنیدم یکی می گفت ستاره اید

گفتم ستاره روزا نیست ، دیگه نگید این تهمته

خونۀ ما تا خونتون ، اِنقَدرا دور نیس ولیکن

مشکل و درد ما دو تا ، نداشتن سعادته

یه شب نمی دونم چی شد ، رد شدید از تو خواب من

از اون به بعد همش می گم ، خوابم یه جور عبادته

تصورش خُب مشکله ، که ما کنار هم باشیم

نمی رسیم به همدیگه ، تلخه ولی حقیقته

خلاصه دوس دارم بیام حضوری صحبت بُکنیم

هر روزی که شما بگید ، هر زمونی که فرصته

اگه خدا نخواست بیام واسه همیشه پیشتون

یه دونه عکس بهم بدید ، اگر چه کلی زحمته

چی کار کنم واسه من و امثال من که عاشقن

دیوونه شما می شن ، عکسم خودش غنیمته

امضا کنم یا نکنم واسه شما فرقی داره ؟

یه دیوونه كه نه بگید ، فکر می کنه قیامته

                روياhr

تقدیم به عزیز ترینم (ح.ر.ک) کنجکاوی نکنید ُ اول اسمو فامیلشه 

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت3:19توسط رویا | |

بهار از راه می رسه

با گلای یاس

میدونم دختر پاییزم

اما بهارم دوست دارم

منم با اقاقیا زنده میشم

گوشتو بیار

.

.

.

به کسی نگیا 

!! اینروزا من بازم عاشق میشم.

                 روياhr

دیدی اونم رفت...

 دیدی آخرش منو گذاشت و رفت،از زمین قلبمو بر نداشت و رفت؛

دیدی آخرش منو دیوونه کرد،واسه رفتن همینو بهونه کرد

دیدی اون وعده هایی که رنگی بود،تمومش فقط واسه قشنگی بود،

دیدی اون که دلموبهش دادم،رفت و ازچشمای نازش افتادم

دیدی اونی که میگفت مال منه،دم آخر نیومد سر بزنه،

دیدی خط زد اسممو ازدفترش،رفت و اسفند نزدم دور سرش

دیدی اون نخواست برم به بدرقش،دیدی که باختم توی مسابقش،

دیدی مهربونیا رو زد کنار،رفت و چشمامو گذاشت تو انتظار

دیدی رفت گذاشت به پای سرنوشت،گفت شاید ببینمت توی بهشت،

ديدي بي خبر گذاشت و رفت سفر، گفت بذاربمونه چشم اون به در


دیدی افتاد اسم من سر زبون،همشون گفتن به اون نامهربون،

دیدی که دعاها مستجاب نشد،آخرم دلش واسم کباب نشد

دیدی لااقل نزد به پنجره،که بهم خبر بده میخواد بره،

دیدی رفت بدون هیچ سروصدا،ولی من سپردمش دست خدا

دیدی بی خدافظی روونه شد،دل من وقتی شنید دیوونه شد،

دیدی قولاش و گذاشت تو چمدون،که دیگه نمونه از اونا نشون

دیدی با دل اینو در میون نذاشت،رفت و از خاطره ها نشون نذاشت،

دیدی آخرش منو نظر زدن،تو سر ِ این دل ِ در به در زدن

دیدی آخرش منو تنها گذاشت،تشنه رو تو حسرت دریا گذاشت،

یعنی رفته اونجا آشیان کنه،یا میخواسته منو امتحان کنه

دیدی حتی اون نگفت میره کجا،چه بده رسمای روزگار ما،

دیدی خواستمش ولی منو نخواست،اینم از بازیای دنیای ماست

حالا چند روزیه که بدون اون،چشم من خیره شده به آسمون،

امون از عاشقیای چن روزه،که فقط یکی تو شعرش میسوزه

     روياhr

+نوشته شده در یکشنبه 1388/01/16ساعت8:43توسط رویا | |

دلم هوای گریه دارد

و دستانم بی رمق تر از همیشه برای نوشتن التماس قلم را دارند

چشمانم به تاری این دنیا عادت کرده ....

چاره ای نیست باید صبر کرد

هر چند این لحظه ها نایی برای حرکت ندارند اما

 باز هم من دیوانه،به دنبال توام

این وجود غایب توست که مرا بی قرار بودنت كرده

و مطمئن باش که روزی نخواهد رسید که من دست از این جست و جو بردارم

ایستگاه دلتنگی،

آری همیشه اینجاست که تو را حس می کنم....

 وقتي كه گفتم بازگرد خواهشم را رد كردي

اما دیگر دستت برایم رو شده

اینبار تا نیایی دست از گریه نمی کشم آنقدر زجه می زنم تا دلت به حالم بسوزد

آن وقت برای آرامش خودت هم که شده می آیی ....

تقديم به انكه در سراب زندگي ام، در خشكسالي ارزوهايم، همچون باران عشق بر سرزمين دلم باريد.....HR....

                

منو باور كن

اگه خاكم اگه سنگم اگه دل تنگم

با خودم با تو وو اين فاصله ميجنگم

اگه كابوس اگه رويا اگه بيدارم

تورو تنها تورو تنها تورو ميبارم

اگه رودم با تو بودم به تو دل بستم

من از اين من من از اين تو از همه خستم

اگه بغضم اگه گريه اگه ميبارم

كي ميدونه سر روي دوش كي ميزارم

تب سردو تب دردو منه شبگردو

كي ميدونه كي ميفهمه اين همه دردو

گلو پرپر كن عزيزم چشامو تر كن

منو باور كن عزيزم منو باور كن

اي خداي نفساي منه سرگردون

به همون روز تولد منو برگردون

           

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/01/05ساعت0:45توسط رویا | |

سپردی عهدمونو به دست بادو بارون...منو زدی به طوفان خودت گرفتی اروم
                                    (لعنت به این شب شوم)
 
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی‌های عالم 
 
شیشه قلبم آنقدر نازك شده كه با كوچكترین تلنگری میشكند
 
دلم می‌خواهد فریاد بزنم
 
 ولی واژه‌ای نمی‌یابم كه عمق دردم را در فریاد منعكس كند
 
فریادی در اوج سكوت كه همیشه برای خودم سر داده‌ام

دلم به درد می‌آید وقتی سرنوشت را به نظاره می‌نشینم

كاش می‌شد پرواز كنم

پروازی بی‌انتها  تا رسیدن به ابدییت

كاش می‌شد

در میان هجوم بی‌رحمانه درد خودم را پیدا كنم

نفرین به بودن وقتی با درد همراه است

بغض كهنه‌ای گلویم را می‌فشارد

به گوشه‌ای پناه می‌برم

كاش این بار هم كسی اشكهایم را نبیند
 
 

               روياhr

خداوندا دلم تنگ است

دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است

دلم در دست صیادی دل سنگ است

 نه شوق بال و پر دارم

نه در دنیا توانم زیست

 وفا اندر نگاه او چقدر پوچست و بی معنیست

چه پوچست زندگی بی عشق

 چه پوچست زندگی بی یار

 چه پوچست این دنیای لا کردار

 به یک جو هم نمی ارزد هر آنکس در نگاهش رنگ نامردی و نیرنگ است

دلش در سینه اش سنگ است

 وفا پیش نگاهش سرد و بیرنگ است..... 

                  روياhr

+نوشته شده در یکشنبه 1388/01/02ساعت5:29توسط رویا | |

در خلوت شاعرانه ام چه تنها نشسته ام

باز هم با یاد وصال تو چه پر معنا نشسته ام

امشب باز هم یادت در خاطرم خیس بود

گویا در سکوت تنهایی ام زیر ابر باران نشسته ام

در تمام کوچه های یادم عطر حضور تو پیچیده است

گویا به میهانی باغ بهاران نشسته ام

باز هم دیوارهای فاصله بین من و تو آجرهای جدایی چیده اند

اما چه عاشقانه در جوار آرزوی تو بی امان نشسته ام

.

.

.

دوباره سطر سطر نوشته هایم از نام تو لبریز شدند

ومن چه زیبا در زیر باران ترانه هایی که از یاد تو لبریزند با آروزی فردا نشسته ام

                         

ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم

بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم

با وجودیکه به حکم تو دلم زخمی شد

شاکی از آنکه مرا دوست نداری نشدم

ابر را چوب همین سادگی اش ویران کرد

منکه ویرانتر از آن ابر بهاری نشدم

ای خدا غصه نخور باز همین می مانم

من زمین خورده این ضربه کاری نشدم

هرکسی خواست تو رااز من جدا سازد دید

هر چه کردی تو به من از تو فراری نشدم

روياsh

+نوشته شده در جمعه 1387/11/11ساعت2:37توسط رویا | |

                                            

این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...

من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا كه می دانستم در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه ، تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم
...

و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ...

تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ،  اولین مهمان تنهایی هایم بودی...
روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ...

 دلم گرفته بود...

زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم...
هیچ گاه از زخمهای روحم چیزی نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفی کردم ...

دوست داشتم برق چشمانت را مرهمي كني بر زخمهاي دلم ، اما از من دريغ كردي...

 مدتها بود كه به راههاي رفته... به گذشته هاي دور خيره شده بودي... من تك و تنها پارو ميزدم و دستهايم از فرط رنج و درد به خون اغشته بود...

 تحمل كردم... هيچ نگفتم ، چون زندگي به من اموخته بود صبورانه بايد جنگيد....

به من اموخته بود كه در سرزميني كه تنها اشك ها يخ نبسته اند بايد زندگي كرد...

اما امروز دريافتم كه حجمي كه در قايق من نشسته بود جز مشقي هيچ چيز ديگري نبود...

و اي كاش زودتر قايقم را سبكتر كرده بودم...

با اين همه...بهترينم دوستت دارم... هرگز فراموشت نميكنم...

هيچ كس اين چنين سحر اميز نميتوانست مرا ببرد انجايي كه مردمانش به هيچ دل ميبندند ،با هيچ زندگي ميكنند ،به هيچ اعتقاد دارند ،

و با هيچ ميميرند...!!!

                

 

الفباي محبت

در گهواره بود

كه الفباي محبت را اموخت

عشق را واطلسي ها را

و لالايي ستاره ها

اورا به خواب فرشته ها مي برد

با نام پرنده و پرواز

زبان باز كرد

و بر زمين مهرباني ها، به راه افتاد

كه افتاب و ايينه وياس

همبازي اش بودند....

ان گاه نيلوفر ها

وصميميت را با خود به مدرسه برد

وخواست تا گياه وپنجره هم

سر مشق عشق را بياموزند

و اينك ....

وقتي غرور پرستويي مي شكند

قلبش ميشكند واشك مي ريزد

و چه شور و حالي دارد

وقتي كه قصه مي گويد،

براي پروانه اي كه سرشار از شوق پرواز است.... 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+نوشته شده در شنبه 1387/11/05ساعت7:33توسط رویا | |

                          

اكنون خاطرات گذشته مانند زخم چركيني سر باز مي كند و بوي تعفنش تمام فضا را پر ميكند

خاطراتی تلخ است که آنروزها شیرین می نمود .وهرچه بیشتر می گذرد همچون جسدی که رها شده باشد بیشتر بوی گندش فضای ذهنم را پر می کند .

دلم می خواهد فراموششان کنم ولی توان آن را ندارم زیرا جزئی از زندگی من شده اند.

 خاطراتم سراسر درد است دردهایی که تا آخرین سلول وجودم نفوذ کرده ودارد من را له می کند .

خاطراتم سخت است سخت تر از سنگ ، سردتر از یخ و سیاه تر از شام تار...

گاهی فکر می کنم که در خواب بوده ام وتمام آنچه گذشته در خواب بوده .

خاطراتی پر از نامردی پر از دروغ پر از ریا و پر از هر آنچه كه هيچگاه  دوست نداشتم .

فکر می کنم, نه اصلا نیازی به فکر کردن ندارد زندگی بی مزه ترین ,زجر آورترین وخنده دار ترین ,جکی است که تا الان شنیده ام .

وتعبیر من از زندگی: زندگی مانند دود کردن یک نخ سیگار است لذت ندارد ولی کرم عجیبی دارد.

زندگی ام را پشت غباری ازدود پنهان کرده ام .وقسم خورده ام که دیگر هیچ خاطره ای برجای نگذارم.

برخود زخم زده ام که دیگر به دنبال ساختن هیچ خاطره ای نروم . 

تمام لحظه ها خنجر به دست به سوی من در هجومند ومن خود را پشت غباری از خاطرات تلخ و شیرین پنهان کرده ام .

تمام خاطراتم خنجر به دست به سوی من در هجومند ومن خود را پشت غباری از خیال پنهان کرده ام.

تمام خیالهای پوچ من خنجر به دست به سوی من در هجومند و من بجز سایه مرگ جایی برای پنهان شدن نمی بینم

اين صداي مرگ است كه مرا ميخواند، گوش كن....

مي شنوي؟!!

صداي زوزه باد كه در ان صداي ندا براي امدن به سوي من است

اي مهربانم!

قبل از اينكه مرگ امانم را از من بگيرد به تو با تمام وجود مي گويم دوستت دارم.

اميدوارم اين دوست داشتن من را لايق بداني كه اين كوچكترين  جمله است كه مي توان با تمام احساس به تو گفت و كماكان اين مرگ است كه صدا مي كند

نمي دانم شايد ديدار ما باشد به قيامت شايد هم مرگ امان داد تا يك لحظه ديگر تو را در اغوش بگيرم و باز بگويم دوستت دارم

رفيق خوب روزها....

رفيق روزها ی خوب....

        

 

+نوشته شده در دوشنبه 1387/10/23ساعت18:1توسط رویا | |

سلام بچه ها جونم

امروز ۱روز خاصه

روز تولد طاها جونمه

امسال که محمد طاها دیگه نیست روز تولدش افتاد تو روز عاشورا

پارسال ۲بار واسش تولد گرفتیم

۱بار تو مدرسه ۱ بارم تو خونه

امسال خیلی واسمون سخت بود

همه رفتیم بهشت زهرا هم بهش تبریک گفتیم هم واسش کلی خیرات دادیمو گریه کردیم

شمعم واسش روشن کردیم ولی خودش نبود که فوت کنه

طاها جونم امسال ۷ساله میشد

خیلی روز بدی بود

خدا کنه هیچ کس داغ عزیز نبینه

طاها جونم تولدت مبارک

خیلی دوست دارم عزیز دلم

خیلی دلم واست تنگ شده

کاش بودی...

کاش هیچوقت نمیرفتی شمال...

کاش...           کاش...            کاش...

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/10/18ساعت8:0توسط رویا | |

 سلام  دوستاي خوبم                                     

فرا رسيدن ایام محرم، ماه پيروزي خون بر شمشير رو به همه تسليت ميگم

انشاالله كه عزا داريهاتون قبول بشه و حاجتا تونو از امام حسين(ع) بگيريد

التماس دعا...

در مورد ماه محرم:                                                         

محرم نخستین ماه از ماه‌های دوازده گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.
شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است.

محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت
حضرت امام حسین علیه السلام است.
حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌كنم:

غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج حضرت زهرا، ورود امیر مؤمنان علی علیه السلام، حادثه خونین کربلا - تاسوعا و عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و اسارت خاندان امام به کوفه و شام.

همچنین نقل است که به خلافت رسیدن
عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض آل برمک و دولت برامکه، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است.

عروج
حضرت ادریس به آسمان، استجابت دعای حضرت زکریا علیه السلام، عبور حضرت موسی علیه السلام از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل نیز در ماه محرم رخ داده است.

منابع:
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 53؛ مفاتیح الجنان، ص 521
                          

                    

سخناني از امام حسين (ع):                                 

:: هر کس خدا را بپرستد و خق بندگی او را بجای آورد , خداوند به او بیش از آنچه می خواهد می رساند .
:: اگر سه چیز نبود , هرگز فرزند آدم سر تسلیم فرو نمی آورد : فقر و نیازمندی , بیماری و مرگ .
:: اسقاط تدریجی خدا بر بنده خود , این است که تمام نعمتها را بر او می بخشد و شکر و سپاس را از او می گیرد.
:: بخیل کسی است که در سلام کردن بخل ورزد. نيز می فرمایند : به کسی که سلام نداده اجازه صحبت ندهید.
:: کسی از نظر مقام و منزلت بزرگوارتر است که به زرق و برق دنیا در دست هر که باشد ارزش قائل نشود.
:: هر کس از کار فرو ماند و راه تدبیر بر او بسته شود , کلیدش مداراست.
:: بپرهیز از کاری که برای آن ناچار به عذرخواهی شوی . زیرا مومن نه بدی کند و نه پوزش طلبد ولی منافق هر روز بدی می کند و عذر می خواهد .
:: خداوندا مرا با احسان خود , فزون طلب منما و با بلا و گرفتاری ادب مکن.
                            

+نوشته شده در سه شنبه 1387/10/10ساعت23:59توسط رویا | |

سلام بچه ها جونم     

خوفيد عسل مسلا

دلتون واسم خيلي تنگ شده بود    نه؟؟؟؟؟؟!!!!!!

ميدونستم

اينبار مسافرت نبودما

داشتيم تلمونو عوض ميكرديم چند روزي قطع بود

منم نميتونستم بيام نت

فقط ياهومو با گوشي چك ميكردم

خيلي دلم واستون تنگ شده بود

ممنون كه به يادم بوديد

خب بريم سراغ اپم

 

برگرد     

من از قصه زندگی ام نمی ترسم
من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.
ای بهار زندگی ام
اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست
اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد
برگرد  
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا
باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.
بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده.
این را بدان که با آمدنت غم و تنهایی برای همیشه من را ترک خواهند کرد.
بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

     

ما عاشق هم بودیم            

ما عاشق هم بوديم

                            حسي كه يه عادت نيست

از من كه گذشت اما

                              اين رسم رفاقت نيست

اينكه منو از قلبت

                               بي واهمه ميگيري

اينكه منو ميبازي

                               دنبال كسي ميري

وقتي همه ي دنيات

                             تنهايي و غربت بود

وقتي همه جا با تو

                           احساس يه وحشت بود

كي باهمه ي قلبش

                             بغض شبتو واكرد

كي حال تورو فهميد

                              كي باتو مدارا كرد

باشه برو حرفي نيست

                              من از همه دلگيرم

حالا كه دلت رفته

                               دستاتو نميگيرم

ماهردو براي هم

                              هرثانيه كم بوديم

كي جز تو نميدونه

                              ما عاشق هم بوديم   

       

+نوشته شده در دوشنبه 1387/10/02ساعت16:21توسط رویا | |

            خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir          خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir      خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir      خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir      خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir  

سلام ناناسا

خوبین جیگملاخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

من اومدمخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

قبل از اپم میخواستم با اجازتون تولد خودمو به خودم تبریک بگمخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

قسمت نشد واسه تولدم اپ کنمخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

ایشالا سال بعد همه با هم میترکونیمخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

از اوناییم که یادشون بودو اومدن تبریک گفتن ۱دنیا ممنونخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

فدای همتون

خیلی دوشتون دالمخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

مراقب خودتون باشید

هنوزم......

هنوزم عکس تو اینجا روی طاقچه روبه رومه

 تورو داشتن، تو رو خواستن، تو رو دیدن ارزومه

   یادته وقتی که رفتی گفتی اروم زیر گوشم

   بي تو هیچ و بی تو پوچم، دیگه عاشق که نمیشم

   بي خبر موندم و موندم  تو نپرسیدي ز حالم

  ديدم و باورم اومد که در امید محالم

 به خیالت که زمونه بازیه دست من و توست

 هميشه گردش و گردون، با دل شکستن توست                                

عاقبت می ریزه اشکاش چشمی که چشمی را گریوند

نمي تونه که نلرزه دلی که دلی را لرزوند

هنوزم عکس تو اینجا روی طاقچه روبه رومه

تورو داشتن، تو رو خواستن، تو رو دیدن ارزومه

تو نگاه تو رضایت با غروری عاشقونه

من پراز عشق تو بودم دل تو پر از بهونه

رفتي و من که نرفتم دل من عمری باهاته

هر كجا باشی غریبه سایه ی من زیر پاته

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/09/07ساعت1:29توسط رویا | |

   

سلام  بچه ها جونمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خوبيد عزيزاي دلم؟

 من باز دارم ميرم سفرخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 اخر هفته ميام

 مراقب خودم هستم

 ميدونم همتون نگرانم ميشيد

 قول ميدم صحيح و سالم برگردمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 شماهم مراقب خودتونو قلباي مهربونتون باشيد

 فداي همتون

 دوستون دارم

 رويا جيم فنگ............خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

                                        

گناه...!!!                                                                                                                             

                                             بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم

                                 و تازه داشته باشد بیا گناه کنیم

                                نگاه و بوسه و لبخند اگر گناه بود

                               بیا که نامه اعمال خود سیاه کنیم

                             بیا به نیم نگاهی و خنده ای و لبی

                                تمام آخرت خویش را تباه کنیم

                      به شور و شادی و شوق و شراره تن بدهیم

                          و بار کوه غم از شور عشق  کاه کنیم

                         و زنده زنده در آغوش هم کباب شویم

                          و خنده، به فرهنگ مرده خواه کنیم

                          گناه ، نقطه آغاز عاشقی است، بیا

                        که شاید از سر این نقطه عزم راه کنیم

                           اگربه خاطر هم عاشقانه بر خیزیم

                        نمی رسیم به جایی که اشتباه کنیم

                    برای سرخوشی لحظه هات هم که شده

                          بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم                        

                             

+نوشته شده در یکشنبه 1387/08/26ساعت1:45توسط رویا | |

خدا نشونشو از كي بگيرم                                        دارم دق ميكنم بزار بميرم

اخه هنوز دلش از جنس سنگه                                  هنوز دلم واسه دلتنگي تنگه

چه طور دلش اومد از پا بيوفتم                                   بهش نازك تر از گل هم نگفتم

باور ندارم منو تنها ميزاره                                          دلم واسش يه ذره شد اما ديگه نيست

لعنت به تو اي دست سرد روزگار                              حالا فقط من موندمو اين چشاي خيس

هر چي به من بگي واست همون ميشم                      فقط يه بار ديگه بيا دستمو بگير

اي دل صبورو بي كس من                                         اون نمياد ديگه پيشت بهونه نگير

حالا من موندموهمين دوتاچشم گريون                       موندم توي اين كوچه ها اسوپاسوحيرون

حالا من موندمو نوو شب بي ستاره                           منو توو خاطره ها اشكامون ميباره

خدا ازت ميخوام يادش نيوفتم                                  چه حرفايي كه از عشقم شنوفتم

خدا اگه نميشنوه صدامو                                          بهم بگو دليل گريه هامو

اونيكه گفته بود عاشق ترينه                                   حتي خيانتش به دل ميشينه

باور ندارم منو تنها ميزاره                                       دلم واسش يه ذره شد اما ديگه نيست

لعنت به تو اي دست سرد روزگار                           حالا فقط من موندمو اين چشماي خيس

هرچي به من بگي واست همون ميشم                     فقط يه بار ديگه بيا دستامو بگير

اي دل صبورو بي كس من                                        اون نمياد ديگه پيشت بهونه نگير

             

+نوشته شده در سه شنبه 1387/08/21ساعت2:18توسط رویا | |

سلام.....

من اومدم......

اونم دست پر........

با 1دنيا غمو پريشونيو تنهایی........

هرکی سوغاتی میخواد ۱کم از غمام برداره تا سبک تر بشه..........

به هركس از سر مهرومحبت ميكنم جان را فدا

مثله عقرب ميزند نيشم نميدانم چرا؟؟؟!!!

روز جدايي

تموم خاطرات ما                                اشكاي چشماي منه

ديگه بايد خواب ببينم                           دستت تو دستاي منه

اما بدون با عكس تو                            اين روزارو سر ميكنم

خيلي بدي كردي به من                        محال من ولت كنم

كدوم گلايه رو بگم                             يه عمره از تو دلخورم

تو فكر هيچيرم نكن                            من غصه هاتم ميخورم

بازم خدا دله منو                               براي غم نشونه كرد

توهم برو مثله همه                            تنهام بزار با دردو غم

اما هنوز من چشم به در                     نيستي بي تو من دربه در

نيستي ببيني كه بي تو تنهام                 تودست گرمت تو اوج سرما

فك نميكردم روز جدايي                     به ديدن من تنها نيايي

ساده عشقمو بهش فروختم                  وقتي ديدم بد جوري سوختم

دستات تو دستش نگام ميكردي            كاشكي ميرفتي حيا نكردي؟؟؟

خيلي دلم گرفت ازت                         ديگه سراغمو نگير

فقط يه عكس ازت دارم                      بيا اينم ازم بگير

يه روز ميفهمي قدرمو                      اما نميدوني كجام

بميرم واسه غربتم                            محاله اينورا بيام

يه عمره بغض تو گلوم                     يه اه سردي تو صدام

مهمون نوازي اين نبود                    خاكه خودم دارم ميام

منكه ديگه دارم ميرم                        نگي رفتو حرفي نزد

خدانگه دارت باشه                         گرچه دلم رنجيد ازت

يادت بياد حرفاي من                       غمهاي تو اشكاي من

اخه برات من چي كار نكردم            زجرم ميدادي دعات ميكردم

چه شبها من غصه هاتو خوردم         تا تب ميكردي برات ميمردم

يادت مياد من هموني هستم              كه شبها تا صبح بيدار ميشستم

دستاش تو دستت نگام ميكردي         كاشكي ميرفتي حيا نكردي؟؟؟

                   

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/08/08ساعت1:43توسط رویا | |

سلام بچه ها جونم

خوبين عزيزاي دلم 

ممنون كه مياين تو وبمو نظراي خوشمل ميدين 

خيلي دوشتون دالم

معذرت اگه من كم لطفي ميكنم 

خوب بچه ها جون ميخواستم بگم من دارم يكي دو روز ديگه ميرم سفر

 جاتون خالي

 اخه بابام رفته خوش گذشته بهش ميگه نميام خونه شماهم بياين

 منو مامان جونمم قراره بريم پيشش

 ايشالا اخره هفته برميگردم

اوناکه تلمو دارن در خدمتیم اوناییم که ندارن تو خماریش باشن تا بیام

 خيلي مراقب خودتونو قلباي پاكو مهربونتون باشيد

 فداي همتون

 خير پيش

 زد زياد      

 

...من همونم که همیشه...                                           

          ...غم وغصم بی شماره...

                     ...اونیکه تنها ترین...

                                 ... حتی سایه ام نداره...

                                             ...این منم که خوبیامو...

                                                       ...کسی هرگز نشناخته...

                                                                ...اونکه در راه رفاقت...

                                                              ...همه هستی شوباخته...

                                                                  ...هر رفیق راهی با من...

                                                        ...دوسه روزی همسفر بود...

                                             ...ادعای هر رفاقت...

                            ... واسه من چه زودگذربود...

                 ...هر کی بازمزمه عشق...

  ... دو سه روزی عاشقم شد...                                         

                ... عشق اون باعث زجر...

                               ...همه دقایقم شد...

                                      ...اونکه عاشق بود عمری...

                                                  ... ز جدا شدن می ترسید...

                                                              ...همه هراس وترسش...

                                                             ... به دروغش نمی ارزید...

                                                             ... چه اثرازاین صداقت...

                                                   ... چه ثمرازاین نجا بت...

                                          ... وقتی قد سرسوزن...

                          ... به وفا نکردیم عا دت.....

                  تقدیم با یه دنیا مهربونی به شما بهترینا

 

+نوشته شده در شنبه 1387/07/20ساعت2:8توسط رویا | |